لحضه خدا حافظی به سینه ام فشردمت
اشکه چشام جاری شد دسته خدا سپردمت
دلمه من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش اگه یه وقت اذر دمت
گفتی به من غصه نخور می رمو بر می گردم
همسفره پرستو ها میشم و بر می گردم
گفتی تو هم مثله خودم غمگینی از جدایی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط علی جوادی
|
